دستهای پنهانِ قشنگ

اول صبح امروز که میومدم سرکار یه جمله بسیار زیبایی روی گلگیر یه نیسان دیدم نوشته بود که قطعا نویسنده و یا گوینده ی اینجور مطالب مشخص نیست.

دستی که گل اهدا می کند خودش هم بوی گل می گیرد.

برای من هم جالب بود. چون قالب اشعار خودرویی بویی از فردین بازی و مردونگی هایی که رنگ و لعاب دهه 50 داشته رو میده، ولی این جمله یه جورایی آدم رو یاد شعر معروف فردوسی بزرگ میندازه که میفرمایند:

 بنی آدم اعضاء یکدیگرند              که در آفرینش زیک گوهرند            چو عضوی بدرد آورد روزگار       دگر عضوها را نماند قرار        توکز محنت دیگران بی غمی      نشاید که نامد نهد آدمی.

اشتباه نکنم فارغ از درج این شعر زیبا در سازمان ملل، بصورت تابلو فرش هم به بان کیمون رئیس سازمان ملل و همچنین آقای اوباما هدیه شد.

جای دیگه شیخ اجل سعدی در همین خصوص میفرمایند:

عبادت بجز خدمت خلق نیست.      به تسبیح و سجاده و خلق نیست.

از بزرگانی همچون سعدی و فردوسی انتظار، بجز  این شعرهای با معنا و پرمحتوی نمیره ولی از یک راننده نیسان یا حتی انتخاب جملش (که بیشتر عمرِ کاری خودشو صرف شغل پر زحمت رانندگی کرده)...... چی بگم!!!!!!... خوب بود. امیدوارم اول کسی نیازمند به بنده خدا نباشه ولی اگر هم بود ما این نیازمند رو یه فرصت از جانب خدا برای کسب فیض و کمک رسانی تلقی کنیم. (کمک ازان نیازمند. ثوابش ازان ما). انشاا...